محمدیاسین - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
یه بار هم زن دایی توی حمام داشته برای محمد یاسین توضیح میداده که "مواظب خودت باش و هیچ کس حق نداره به جاهای خصوصی بدنت دست بزنه و اگر کسی بهت دست زد جیغ بزن ..." و همزمان داشته بچه رو لیف میکشیده و محمد یاسین هم سریعا واکنش نشون داده که: " الان دستت بهش خورد آهاااااااااااااای وااااااااااااااااااااای...
خون فقط با خون شسته میشه - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
یک ماه پیش فهمیدیم شاخدار یک قضیه ای رو میدونسته و بعد از ۲۰ روز بهم گفته (یاس که تازه ۵ روز بعد از من فهمید). از همون یک ماه پیش تا حالا هر اتفاقی می افته میذاریم قشنگ ازش بگذره، از دهن بیافته و بیات بشه اون وقت بهش میگیم. کینه ای و شتر هم خود شما هستید.
صارات - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
رفتم توی حیاط کمی رانندگی تمرین کنم[منظور عقب جلو بردن ماشین است]. دیدم مامان ماشین رو کنج گاراژ پارک کرده که آفتاب نگیره. سپر جلوی میلیمتری دیوار و در پارک شده بود. با خودم گفتم اگر ماشین رو توی دنده روشن کنیم قشنگ میره توی بغل در و آت و اشغال های کنارش. لذا روی صندلی نشستم و تنظیمش کردم. آیینه ها ...
#غربب_گیر_آوردنت - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
رفتم تمرین رانندگی. کافی میکس خوردم. موزیک گوش دادم. اتاقم را مرتب کردم. کتاب هایم را ورق زدم. برنامه ی هفته ی اینده ام را مرور کردم. لباس های شستنی را کنار گذشتم. برنامه ی کشیک هفته ی اینده را نوشتم. اما نمی شد. فایده نداشت. نمی شد به آن چشم ها و آن نگاه فکر نکرد. #شهید
گفت و گوی یک مسافر عادی با یک راننده تاکسی عادی در یک روز عادی - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
- خسته نباشی.+سلامت باشی. کار و بارت چطوره؟ خوبه؟- بی کارم.+مگه قرار نبود بری سر کار؟+نه کنسل شد. دو سال پیش توی انتخابات طرفدار رقیب یارو(نماینده فعلی مجلس) بودیم. امسال هم با رییسی. رَدم کردن.
سپر بلا - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 22:36
شاید شما هم از اینهایی باشید که با دیدن پست های سلبریتی ها برای تسلیت شهادت شهید حججی ذوق می کنند. اما امثال من جفتک پرانی های [اکثریت] این جماعت را هم دیده است. ما جذب حداکثری نکرده ایم. آنها هستند که دارند نان را به نرخ روز می خورند. هم خودشان را خوب میشناسند و هم ما را. آنها خوب میدانند یک حزب ال...
Freinds - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 22:00
می دانید بیشتر از همه دلم برای چه تنگ شده است؟ برای دیدن کفشهایشان جلوی در خانه ام. وقتی که عصر ها بعد از ساعت ناهار خسته از سر کار برمیکشتند و نیم ساعتی میخوابیدند و باز برمیگشتند سر کار.
Mood Disorders - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 22:00
در توصیف mood غالب این روزها باید عرض کنم که به یارو پیام میدهم و سوالی میپرسم و وقتی چند پیام در جوابم ارسال میکند با خودم میگویم ایش باز این یارو پیام داد.
تیستو در 0.3 قرنی که گذشت - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:02
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
در ستایش عینک - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:02
- همینجا جراحی پوست انجام میدید؟ + انجام نمیدیم! - پس چرا نوشتید جراحی پوست انجام میدین؟ + کجا نوشتیم؟! - ایناها پشت سرتون : آقای دکتر فلانی جراح پوست + اینجا نوشته آقای دکتر فلانی پزشک خانواده ! - نه بالاش نوشته جراح پوست! + بالاش نوشته درمانگاه 2 شهید مدنی! -عه
نوح - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:02
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Imagination Deficiency - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:02
میخواستیم از پارک برگردیم خانه. توی ماشین منتظر خاله بودیم که زباله ها را توی سطل زباله بیاندازد و بیاید. به شوخی و با خنده گفتم الان راه می افتیم و میرویم خانه و خاله مجبور است تا ابد همینجا بماند، خدا را شکر چادر دارد که از گرما و سرما حفظش کند، گفتیم بچه هایش باید خودشان اشپزی کنند و و لباسشهایشا...
آمد آمد ... - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 2:02
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
190496-18:20 - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 19:41
Now there is a z :)
روزمرگی - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 19:41
شما هم موقع استفاده از اسپری، باهاش روی لباستون امضا میکنید یا فقط من اینطوری ام؟ امضای هفته ی قبلم علامت یادگاران مرگ بود. این هفته هم دارم امضای V for Vendeta رو تمرین میکنم.
Inferno - تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 6:12
دستم سوخت. نه با آشپزی، نه با اتو، نه با اتوی مو و نه با سیخ و سنگ :) سکه ای روی صندلی تاکسی افتاده بود برش داشتم که بگذارمش روی داشتبورد که .... آخ.
Musculism - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 17:59
میدانید، شاید ظاهرم خیلی این را نشان ندهد ولی من هم مثل بقیه دخترها عاشق چیزهای گل گلی و صولتی و پروانه ای و جینگیل وینگیل هستم. اما عکس های اینستاگرام را که می بینم تعجب میکنم. اینکه آدم عاشق چیزهای گل گلی و توپ توپی و جینگیل وینگیل باشد دلیل نمیشود خانه آدم پر از این چیزها باشد و در آخر بشود شبیه ...
ترانه های سرزمین مادری - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 16:25
بهتر از عروس ما، عروسی پیدا نمی شود اینقدر که زیبا و نجیب است گردنبندی طلا به گردن و کفشی از کتان سرخ به پا دارد طالعش مانند برفهای دنا روشن است و کوه خامی را مهریه اش کرده اند.
شهید راه پاستا +عکس + تی شرت یاس +وسایل صبونه - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 16:25
داشتم از بازار برمیگشتم. سر پیچ در تاکسی باز شد. خانمای بغل دستی ام عوض اینه منو با اون همه بار و بندیل بگیرن جیغ میکشیدن. نزدیک بودا. خلاصه از کنار این سطور سرسری رد نشید. یک از گور برخواسته اینجا مینویسد.
تیستو شناسی - تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 16:25
اینقدر همیشه خانواده می گویند "اخ ما اخر نفهمیدیم سلیقه ی تو چطوریه" یه کانال درست کرده ام و عکس هر چیزی را که خوشم بیاید فوروارد میکنم آنجا.