خواهرانه عرض میکنم خدمتتون
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 12:36
حالا شما یه بار روسری اناری و هندونه ای نپوشین و طرحش رو روی ناخن هاتون نکشید، من قول می دم به میمنت و مبارکی چله تون سر بیاد و طوری تون نشه.
زندگی خصوصی تیستو
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 12:36
چند روز پیش میم با حالت خبری/گلایه ای میگفت که تا او به من پیامک ندهد، من پیامکی برایش نمی فرستم. که خب حدود ۹۰ درصدی واقعیت داشت، ولی دلیلی نداشت با صدای بلند اعلام شود. این بود که تصمیم گرفتم پی
Current Mood
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 12:36
- برنامه ات برای شب یلدا چیه؟ +اینکه به لنگ کفشم هم نگیرمش.
آخ ننه
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 12:36
دیروز یک ساعت در خانه ورزش کرده ام و امروز از کمر به پایین فلجم. یا بهتر بگویم، در واقع اسید لاکتیکی هستم که دست و پا و سر دارد.
منشور صلح جهانی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 12:36
باشه بابا شما Time, ما خانواده ی سبز. شما رولکس الماس نشان، ما گاز روی مچ دست. شما علامه جعفری، ما پسرِ آهنگران. شما مجموعه ی هری پاتر با کاور و جلد سخت، ما بیشعوری. شما گوشت سر دست گوسفندی، ما کالباس ۲۰%. شما شهاب سنگ، ما سنگِ کلیه. شما خاله وسطی، ما زنِ دایی کوچیکه. شما تاوانکس ۵۰۰، ما عسل توی شکم...
رمضان دوم
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
ماه رمَضان ماه برکته. آدم از لحظه به لحظه اش چیز یاد میگیره. مثلا الان میم یاد گرفته که موقع سحر هر چقدر دیالوگ کمتری با من داشته باشه، بیشتر به نفع خودش و خودم و صلح جهانیه.
بابا و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
زنگ زدم به بابا حالش رو بپرسم. حال و احوال کرده نکرده میگه: "نامردا! چرا به من نگفته بودین نسکافه اینقد خوشمزه اس؟!"
در ستایش ظروف یک بار مصرف
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
در حال حاضر بخش اعظم دغذغه ی فکری هر روز ما اینه که این بار چی بریزیم توی ظرف همسایه و براشون پس بفرستیم؟
دردسر والدین
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
یه مدت هم اینقدر قضیه ی بلند کردن شارژر موبایل توی خونه جدی شده بود که مجبور شدم روی آدپتور و سیمش برچسب بچسبونم. یه چند روزی خوب بود و کسی بهش دست نمی زد تا اینکه یه روز که مامان شارژر خودش رو پیدا نمیکرد، آداپتور منو از پریز جدا کرد و خیلی رسمی اعلام کرد "این مال منه". گفتم: نه، مال منه! ببین روش ...
ما میتونیم :)
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
شما بچه ی کلان شهر ها، که در طایفه ها و خاندان ها و قوم های مختلف قرار داده نشده اید چطوری می تونید همدیگر رو باز شناسید و از همه مهم تر، طرف مقابل تون رو ندیده و نشناخته با توجه به ریشه ی آبا و اجدادی اش judge کنید؟
آشپزی با تیستو
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 16:12
برای تهیه ی یک عَنفلوئنسر اینستاگرامی کافیه یکمی "لطفا قضاوت نکنید" و "چتر رنگی" و "جوراب تا به تا" و "عکس پرشی در هوا" و "لباس رنگی پنگی"و "نوتلا" و "صبحانه خوری در تخت خواب" و "شازده کوچولو" و "
یاس
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
جناب مهندس امسال هم قراره با دانشگاه بره جهادی و طبق معمول هر سال دیرتر از همه بیاد خونه. می فرمان پروژه ی امسال مون هدف اقتصادی داره. میپرسم یعنی چیکار میکنین؟ میفرمایند: ساخت لونه ی مرغ با استحکام بالا و مقاوم در برابر زلزله ی ۷ ریشتری.
در نکوهش بزرگسالی
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
از یک جایی به بعد دیگر رودربایستی با خودت را کنار میگذاری و تسلیم می شوی. آنجاست که اول قرص دیکلوفناک ۵۰ و (یا هر مسکن دیگرای) را می اندازی بالا و بعد برای شستن حمام و سرویس بهداشتی دست بکار می شوی.
مال نه از خود
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
یه سنجاق سینه دارم که شکل گل هست و قشنگه منتهی هیچ جنس خاصی و البته ارزش مادی زیادی نداره ولی خب چون خاله ام حدود ۱۲ سال پیشا برای سوغاتی آورده خیلی برام عزیزه. خودم چند باری استفاده کردم منتهی سوسن خ
گاراژ قیدار
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
نشون به این نشون که از دیشب حدود ساعت ۸ تا همین الان هنوز نوبت استفاده از ماشین لباسشویی جهت شستن لباس ها به ما نرسیده :)
یک روز خیلی معمولی در گاراژ
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
درست کردن یک تغار سالاد شیرازی، کشیدن یک بخیه ی ۱۰+ سانتی، انداختن یک سفره ی ۱۴ نفره و نگه داشتن غذا برای ۴ نفری که به ناهار نرسیده اند، گرداندن یومونچه دور حیاط و دور هال و دور ستون با سه چرخه و کامیون و روی دوش تا وقتی که خون به درستی به دو قسمت سلول های سازنده و پلاسما تقسیم شود، دم کردن چایی و د...
دل کندن ابدا کار آسانی نیست
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
ما شهرستانی ها به راحتی از هم دل نمی کنیم. اول از همه توی خانه روی هم را میبوسیم و همدیگر را بغل میکنیم. بعد باهم سوار ماشین می شویم و می رویم فرودگاه و بعد از تحویل بار باز هم همدیگر را بغل میکنیم
ما چه دوریم و چه نزدیک بهم
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
مثلا من خودم باشم و تو هم خودت باشی. مثلا من همان دختر خانه ای باشم که تا مهمان می آید می چپد توی اتاق و عمرا برای دیدار مهمان های عید دیدنی پایین نمی آید و هیچ عروسی و مهمانی و ختم فامیل های دوری نمی رود. و تو هم همان پسری باشی که اهل عید دیدنی و مهمانی و عروسی و ختم فامیل های دور نیست و اینطوری با...
گاو بنی اسرائیل
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 9:30
الان فقط بو کردن اون پاک کن ژله ایا که بوی ادامس میداد و جای پاک کردن گند میزد به کاغذ، میتونه حالم رو خوب کنه.
بدون عنوان
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 22:15
ای کسانی که فکر می کنید از ته دل آدم خبر دارید. بروید خدا را شکر کنید که از ته دل آدم خبر ندارید.